مجموعه آل محمد

شنبه  03  فروردین
1393-07-01
شهید سعید باغدار نیا
سالروز شهادت شهید بزرگوار سعید باغدار نیا را گرامی میداریم.

زندگینامه شهید سعید باغدارنیا 

تاریخ تولد : 44/10/20

تاریخ شهادت : ۱۳۶۷/۰۶/۳۱

در خانواده ای مذهبی در روز دوشنبه بیستم دی ماه سال ۱۳۴۴ هجری شمسی مصادف با روز هجدهم رمضان سال ۱۳۸۵ هجری قمری در آغوش پر مهر و محبت خانواده به دنیا آمد . پدرش حسین فردی زحمت کش و مادرش فاطمه از سادات و دوست داران اهل بیت عصمت و طهارت بود.

تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم هنرستان با موفقیت ادامه داد . این شهید از همان ابتدا به مسایل مذهبی و قرآنی علاقه زیاد نشان می داد . در ساعات فراغت به مسجد می رفت و نماز اول وقت را برپا می داشت .

پس از تحولات بوجود آمده در انقلاب اسلامی گرچه سن زیادی نداشت اما در تظاهرات و کمک به افرادی که در سنگرها در داخل شهر به دفاع پرداخته بودند تلاش می کرد و آنان را یاری می داد .

این شهید گرامی از نظر ورزش نیز از همان جوانی به رشته های رزمی و والیبال علاقه داشت و به باشگاه می رفت و در این رابطه نیز پیشرفت کرد و مدرک مربیگری ورزشهای رزمی در رشته تکواندو را کسب نمود. او به تمام جوانب امر اهمیت می داد و شرکت در بسیج نیروی مقاومت سپاه پاسداران رااز همان اوایل نوجوانی وظیفه می دانست و در پایگاه بسیج مسجد آل محمد صلوات اله علیه و آله فعالیت های مختلفو مسئولیت آموزش نظامی را بر عهده داشت سپس به خدمت وظیفه در سپاه پاسداران رفت و از آنجا به کردستان اعزام شد و در سقز به دفاع از ارزش های انقلاب که با جنگ تحمیلی در آمیخته بود پرداخت . در حین خدمت وظیفه چند بار به جبهه اعزام شد و در عملیات مختلف شرکت نمود . در یکی از این عملیات از ناحیه پا مجروح شد و پس از پایان خدمت در کنکور نیروی هوایی سپاه پاسداران در رشته خلبانی شرکت نمود و موفق شد. سپس با شروع عملیات مرصاد وی تلاش کرد که به جبهه برود اما واحد خلبانی سپاه اجازه نمی داد . وی بالاخره بعد از سعی و تلاش موفق شد عازم جبهه شود.

وی در مهاباد مسئولیت آموزش گردان امام حسن مجتبی علیه السلام را بر عهده گرفت و بالاخره این شهید عزیز در سن ۲۳ سالگی در روز پنجشنبه مورخ ۱۳/۰۶/۱۳۶۷ هجری شمسی مصادف با ۱۰ صفر سال ۱۴۰۹ هجری قمری در منطقه عملیاتی میاندوآب در عملیات مرصاد با رمز یا علی علیه السلام به شهادت رسید .

پیکر پاک وی در بهشت زهرای تهران قطعه ۴۰ ردیف ۱۰۸ به خاک سپرده شد.

وصیت نامه شهید سعید باغدار نیا

با سلام به امام عزیزمان که ما را از عصر ضلالت و گمراهی به عصر نور و خوشبختی هدایت کرد . من صرفاً به برادران و دوستان عزیزم سفارش می کنم حال که زندگی ما مقارن با عصر روشنایی و زندگی با هدف می باشد و منبع نور در حال حاضر امام کرامیتان می باشد همواره رهرو راه امام باشید که بهترین راه سعادتمند شدن می باشد.

انسان اشرف مخلوقات خدا می باشد و ارزشمندتر از آن است که بدنبال انباشتن مال دنیا حرص و جوش بزند و نباید از هدف و وظایف خود غافل شویم و باید بیشتر به دعا و قرآن توجه شود و عملهای خیر انجام دهیم البته یادتان نرود که رزمندگان اسلام را دعا نید همانا در روز جزا معیارها رشد الهی روح می باشد و در دنیا عاقلانه نمی باشد که انسان هر چه ببیند دل ببندد زیرا انسان باید مسائل دنیوی را بگذارد و بگذرد که چه زود و دیر باید گذاشت و گذشت و در پایان دو چیز باقی می ماند : خوبی و بدی .

آیا خوبی از فعالیت جهت جمع آوری مال می ماند یا در ارتباط با خدا و اجرای قوانین الهی ؟

پدر و مادر گرامی : به برادرانم توصیه کنید که به درس خواندن بپردازند و تعهد و تخصص پیدا کنند و بیشتر دعا و قرآن و عملهای خیر انجام دهید و نیز با توجه به اینکه بالاترین درجه ارتباط با هالق و بهترین خوبیها شهادت در راه خدا می باشد ، چنانچه انشاءالله به درجه شهادت رسیدم شما باید خوشحال باشد که فرزندی اینچنین تربیت کرده اید که راه راستین شهادت را پیموده و به هدف رسیده است و انشاءالله برای شما در دنیا سربلندی و در آخرت ثواب داشته باشد.

یک سخن از مادر شهید :

من پس از شهادت مصداق مصراع دوم این بیت شعر را متوجه شدم :

کجایید ای شهیدان خدایی                بلاجویان دشت کربلایی

و واقعاً سعید بلاجوی دشت کربلای حسینی تا کربلای خمینی بود و در مراسم امام حسین علیه السلام و در مراسم عزاداری محرم و صفر از اول عزاداران بود و در مراسم روضه ای که من داشتم او به سیاه کردن خانه و پرچم زدن مرا کمک می کرد او معتقد بود که مساجد را نباید خالی گذاشت و همواره در صفوف نماز جماعت نماز را به پای می داشت و بعضی وقت ها این جمله را تکرار می کرد که مادرم اگر نماز صبح من خدای ناکرده قضا شود ، آن روز ، روز بدی برای من خواهد بود . او از زمان کودکی به یادگیری نماز علاقه داشت و قبل از سن تکلیف نماز می خواند و روزه می گرفت.

 یک سخن از پدر شهید :

سعید در پایان شب پس از آمدن از مسجد برای من از احکام صحبت می کرد و مسائی رساله حضرت امام را تفسیر می کرد و از آداب وفا به عهد و رعایت حقوق دیگران صحبت می کرد . خاطره من این است که او بعضی شبها بدون انداختن جا روی زمین می خوابید وقتی شبی از او پرسیدم که چرا اینگونه می خوابی گفت بچه های رزمنده روی زمین می خوابند و من همواره دوست دارم تا مدتی که در اینجا هستم نیز به یاد آنها باشم .

برگرفته از کتیا سیمای مسجد آل محمد صلوات الله علیه و آله

نظر شما