مجموعه آل محمد

چهارشنبه  26  دی
1393-08-14
 شهید عابدین ساجدی
سالروز شهادت شهید بزرگوارعابدین ساجدی را گرامی میداریم.

زندگینامه شهید عابدین ساجدی

تاریخ تولد : 1342

تاریخ شهادت : 64/11/28

شهید بزرگوار  عابدین ساجدی فرزند حیدر به سال 1342 در تهران و در یک خانواده ی مذهبی دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی، حدودا از سن چهار سالگی مانند مولایش سید ساجدین امام زین العابدین به نماز خواندن علاقه داشت. مرحوم مادرشان می گفتند: او در کودکی سجاده را پهن می نمود و ساعتها با آن بازی می کرد. زمانی که در دوره ی راهنمایی تحصیل می کرد در کلاس درس قرآن که توسط شهید مهدی احمدیان تشکیل شده بود، شرکت می نمود. در دوران بلوغ علاقه ی زیادی به درک احکام و مسائل روز داشت که به همین مناسبت برادر محترمش آقای هادی ساجدی که یکی از تلاشگران دوره ی انقلاب و فعالین بسیج مسجد آل محمد (ص) می باشند وی را به همراه خود به مجالس و سخنرانیهایی که قبل از انقلاب در مساجد تشکیل می شد، می برد. از همان ابتدای سن تکلیف نماز را در اول وقت با شور و هیجان خاصی بجای می آورد.

شهید عابدین در ماههای  قبل از انقلاب فعالیتهای بسیار چشمگیری داشت و به تکثیر نوار و اعلامیه و عکس حضرت امام (ره) می پرداخت و در تمام راهپیمائیها و تظاهرات نیز شرکت فعال داشت. وی در ماههای اول پیروزی انقلاب با اینکه هنوز به سن قانونی نرسیده بود به همراه اخوی خود با کمیته انقلاب اسلامی ایران همکاری نزدیک داشت و به گفته ی اخویشان : در رفراندوم بسیار علاقه مند بود که شرکت وی چون به سن قانونی نرسیده بود به او این اجازه را نمی دادند که وی از ناراحتی به گریه افتاده بود و باز از قول آقای هادی ساجدی، به هنگام اولین انتخابات ریاست جمهوری، ایشان به آقای دکتر حبیبی رای دادند و به بنی صدر خائن رای ندادند.

شهید عابدین علاقه ی زیادی به نهادهای انقلاب اسلامی از جمله سپاه پاسداران و بسیج داشت و در بسیج منطقه یک عضو فعال بود و در کارهای فرهنگی از جمله خطاطی و تبلیغات ستاد ناحیه فعال داشت. او انسانی بزرگوار و مهربان با قلبی مملو از محبت و رئوفت و انسانی والا و دارای فکر باز و عقیده ای کاملا اسلامی بود. با مردم رفتار شایسته داشت بطوریکه بعد از شهادتش بعضی از خانم ها می گفتند رفتار این شهید باعث شد که ما حجاب را پوشش خود قرار دهیم. برای دیدن حضرت امام علاقه ی زیادی از خود نشان میداد و پیرو خط امام و ولایت بود. ایشان در زمان جنگ علاقه ی زیادی داشت که به جبهه بروند ولی چون برادرش در منطقه بود خانواده اش رضایت رفتن به جبهه را نمی دادند. با این همه  او بیشتر وقتهایش را در مساجد و در بسیج می گذراند تا خود را سرگرم نماید و قلبش را آرامش دهد. خلاصه به بهانه سربازی وارد سپاه شد و دوران سربازی خود را در نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گردان نجف اشرف، گروهان کوثر مستقر در اهواز بود. همزمان با اینکه در سپاه بود به صورت متفرقه ثبت نام نموده و ادامه تحصیل می دهد و موفق به اخذ دیپلم می شود. گهگاهی که از منطقه به تهران می آمد به او می گفتیم چرا دیر به دیر می آیی، می گفت آنجا با صفاتر است. چند روزی را که به تهران می آمد، برای رفتن به منطقه صبر و قرار نداشت. یکبار در منطقه مجروح شیمیایی می شد. وقتی به مرخصی می آمد مخفیانه جهت مداوای خود به گوشه ای می رفت که کسی متوجه نشود بدنش زخمی است. وقتی برادر با او صحبت می کند برایت چه اتفاقی افتاده است ، می گوید : (( بخاطر اینکه زیاد داخل آب هستیم)) و واقعیت را نگفت تا مادرش از جریان اطلاع پیدا نکند و ناراحت بشود. وقتی برای دیدن بچه های بسیج به مسجد می رفت بچه ها به او می گفتند: (( عابدین جان کی شهید می شوی)) ، می گفت لیاقت نداریم اگر خداوند لطفی کند و عنایتی داشته باشد ممنون هستیم و بالاخره این شهید بزرگوار در تاریخ 64/11/28 در عملیات والفجر 8 با رمز یا زهرا (س) در منطقه (فاو) رودخانه فرات در حین عملیات به لقاءا... می پیوندد و پیکر پاک و مطهرش در بهشت زهرا در قطعه 53 به خاک سپرده شد.                                                     

 روحش شاد 

نظر شما